آسمان نیمه‌خواب دم صبح
منتظر
بی‌تاب
عشوه‌گر، پر هوس، عاشق!
نگاهت می‌کند.
تو
ستاره‌های پیراهنش را یکی یکی باز می‌کنی
در آغوشش می‌کشی،
او
گرم‌تر و گرم‌تر تو را می‌بوسد
و ناگهان
صبح می‌شود