گذشته را قدم می زنم
گاهی کوچکم
گاهی مثل بیشتر آدمها
معمولی.
قدم می زنم
تا قصّهء تو
می گذرم
و می نشینم
مقابل خودم
"خوی کرده"
دچار شرم حضور !
+ نوشته شده در Mon 1 Mar 2010 ساعت 1:17 توسط گندم
گاهی کوچکم
گاهی مثل بیشتر آدمها
معمولی.
قدم می زنم
تا قصّهء تو
می گذرم
و می نشینم
مقابل خودم
"خوی کرده"
دچار شرم حضور !
آبتون نبود، دونتون نبود، چایی و قلیونتون نبود !