"پدر جان، با اولّین قطار برگرد

حال مادر بزرگ وخیم است"

 نامه از دست دایی افتاده بود !

.

مادر بزرگ روی صندلی راحتی

خوابش برده بود

سوزنبان قبل از رسیدن قطار مرده بود

و پسر دایی دلتنگ، شوخی کرده بود