شبی سرد است و بی پایان
هزاران سایه بر دیوار
در این سرداب وهم انگیز ،
منم رنجیده و بیمار
منم با پرسش بسیار !
و هم در انتظار پرسشی از تو
منم با پاسخ بسیار ...
+ نوشته شده در Thu 25 Jan 2007 ساعت 20:43 توسط گندم
شبی سرد است و بی پایان
هزاران سایه بر دیوار
در این سرداب وهم انگیز ،
منم رنجیده و بیمار
منم با پرسش بسیار !
و هم در انتظار پرسشی از تو
منم با پاسخ بسیار ...
آبتون نبود، دونتون نبود، چایی و قلیونتون نبود !