در من یک کوبای سر به هوا

 در تو کره شمالی

من اما بودم که گفتم:

توجه کن!

گذر کردی

دستم به گفتن مابقی این داستان نمی رود، دلم به نگفتنش

با تو دود هر چه بود و نبود به چشم که نه به جان، فرو که نه،  هوا رفت

من اما بودم که آسمان را به زمین و خیال را به محال دوختم و گفتم:

نگاه کن

نکردی

حالا توجه کن

به پختگی ام

به روزهای رفته بی تو

به میانسالی

به ساده ترین تعریف من از تو: 

جمهوری خلق خام

 

نگاه کن.