به نگاه تکه تکه ات نگاه، 

نشستم.

دور شدم

و تا همين امروز نديده ام ت

هیچ وقت

از تو ترسيدن از من بعيد بود

هرگز

به معناي واقعي دستم را به آشنايي فشار داده است

همیشه

هر چه از بي شكوهي مرگ بگويم كم گفته ام

حالا 

بي مزه ترين حرف را با تو ميزنم:

هوا چطور است؟