تو يعني او كه تو نيست و تو هست
من از سردرگمي هاي فوق سري ات به تنم تبعيد شده ام، ببين
دستهات، برادران يوسف كه از چاه دور مي شوند و نمي آيند ...
من به نيابت تو در زنانگي ام فرو ميروم و به چشمهاي خيالي ات خيره مي شوم تا
بيايي
ببين چگونه با وقاحت من چگالي فاصله به صفر ميرسد
" دلم مي خواهدت ! "
+ نوشته شده در Fri 26 Sep 2014 ساعت 16:26 توسط گندم
|
آبتون نبود، دونتون نبود، چایی و قلیونتون نبود !