دلتنگي خر است

و من سايهء خواب تو را با تير ميزنم

لابد خدا خواسته ست كه خشم شب شبهاي من 

باشي

رعدي ... كه در تنم مي زني 

خيال نكن به خواب خزيدن آسان است

رنجي ... كه در رگم مي ريزي

تو آخرش تب خواهي كرد

و من عاقبت به سقف خيره خواهم ماند ... تن ات را رسيدن