پختگی پدر در می آورد بی پدر

بسکه با درد برادر می شوی خونی

برادر را مگر برادر دل خون شود هرگز ؟

لای خنده هات گم می کنی که کدام از کدام می آید ...

"تو

کز محنت دیگران بی غمی"

از کجا معلوم که هیچکاک هیچکس نباشد

لبخند ژ از کجا معلوم که هیچ را نشاید

من مدام مردم را مدارا می کنم

مرا مداوا کن