بوسه های مداوم٬ دوستت دارم های بی وقفه. در رابطه ای بیمار که هنوز دوران نقاهتش را نگذرانده کدام معنی را می دهند؟ پاکی یا ناپاکی؟ آسودگی یا عذاب وجدان؟ 

اندازهء مادربزرگ درگذشته ام آسوده ام. به قول اینها it's a win-win situation

دنیا منتظر من است برای در نوردیدن٬ کارهای مهمی که جا مانده اند تا به امروز. آرزوهای بزرگم. حتی فکرش قلبم را قیلی ویلی می دهد. یا ناپاکی استفراغ می کنم تا لاشخوری که ۴ سال منتظر نشسته و بالای سرمان می چرخد٬ نوش جان کند. 

یا پاکی و درستی اش٬ عاشقش شدن را دوباره ممکن می کند.

می گوید مگر قول ندادی فکرهای بد را راه ندهی٬ که همیشه باعث دردسرند؟

می خندم. یک پاتیل آلوچه می آورم و بر سرش مسابقه شروع میشود. او بیشترش را می خورد. 

و البته که حالا حال خوبی ندارد...