چیزهایی هست
برای
هرگز از آنها نگفتن
برای هرگز نتوان که از آنها گفتن
برای
هرگز نتوان چنان که بود از آنها گفتن.
مثل ِ
انفرادی
مثل آن هنگام که ایمانی بر باد می رود
مثل تو
مثل لحظهء پژمردن یک ملّت
مثل خفقان خُم
و شوق انگورهای سرکوب شده
آندم که شراب می شوند
+ نوشته شده در Sun 29 Nov 2009 ساعت 3:28 توسط گندم
آبتون نبود، دونتون نبود، چایی و قلیونتون نبود !