لپ تاپ
آخرین چراغ را خاموش می کنم
رفیق کوچک ام را روشن
حالا میان کهکشان راه قیری اتاقم
تنها همانست که می تابد
می گردم و می خوانم و می بندم و
می خندم
دنیا ؟ که خراب است
تو ؟ که لابلای خواب نازی لابد
شعرها که خیالند
خودم هم خوبم
" تو امّا
باور نکن "
+ نوشته شده در Wed 15 Apr 2009 ساعت 0:19 توسط گندم
آبتون نبود، دونتون نبود، چایی و قلیونتون نبود !