" قسم به فریاد آخر "

 دلم تنگ شب هایی ست

زیاد گریه کرده ام از صبح

" ارتش بگو جواب گل گلوله ‌است؟! "

" صبح آرزو دمیده از کرانه ها ؟! "

مادران سرزمینم

جنازهء پسر عیدانه می گیرند

پسرانش

نه! مرده پسرانش٬

نعش به اشک خفتهء مادر.

پدران بکارت بغض مغرورشان را مقابل جلاد به باد گریه می دهند

"خون    و     مرگ     و      عصیان".

 ارتش بگو جواب گل گلوله نیست !

" فردا که بهار آید صد لاله به بار آید "

دلم تنگ تو٬  دلم تنگ شب هایی ست

آمده بودم

آمده بودم

شعر عاشقانه بنویسم

شعار شد !

دردهای بزرگ شعر نمی شوند ...

دردهای بزرگ

" به اشک لرزان مادر " !

شعر

نمی شوند

 

 به امیدرضا میرصیافی