عذاب می کشید

وجدان نگاهم  

همیشه از پرده های زخیم گهگاه بسته.

به گمانم بود

به نور خیانت می کنم

به دوست خیانت می کنم

به پنجره ای که

چه دیر دانستم

به هم می فروشد

رازهای خانه و کوچه را