پیراهن ارغوانی حریرم را می پوشم
با کفشهای پاشنه بلند
موهایم را باز می کنم
گلدانها را پر از گلهای تازه
هندوانه را گل
چای را دم می کنم
شمع های خوشبو را روشن
لبخند می زنم
نه ! بی فایده است
شبیه یکرنگی مادرم ... نمی شوم !
+ نوشته شده در Sat 12 Apr 2008 ساعت 19:52 توسط گندم
آبتون نبود، دونتون نبود، چایی و قلیونتون نبود !