آسمان نیمه‌خواب دم صبح
منتظر
بی‌تاب
عشوه‌گر، پر هوس، عاشق!
نگاهت می‌کند.
تو
ستاره‌های پیراهنش را یکی یکی باز می‌کنی
در آغوشش می‌کشی،
او
گرم‌تر و گرم‌تر تو را می‌بوسد
و ناگهان
صبح می‌شود

 

 


پسرک با جین ۳۰۰ دلاری و تی‌شرت چه‌گوارا!
گل موگه پخش می‌کند.
سیگار پشت سیگار می‌کشد
و از «صلح سبز» حرف می‌زند.
عجله هم دارد.
کت پوست مادرش را باید از خشک‌شویی بگیرد
تا او بتواند سر ساعت ۶
در انجمن رسمی حمایت از حیوانات حاضر شود.
بله، درست حدس زده‌اید!
این‌جا شهر پینوکیوست

مردم  گوش‌های دراز در آورده‌اند

از خوشی